دختران خوابگاه
9/9/99
... من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی ، سر رسد از پس کوه...
...در دل من چیزی است ، مثل یک بیشه ی نور ، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است ، که مرا می خواند. نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت
13:31 توسط شقایق| |
| Design By : Night Skin |

