دختران خوابگاه
9/9/99
مثه مردن مي مونه دل بريدن ولي دل بستن آسونه شقايق
ديگر هيچ چيز اهميت ندارد
نه اين روزهايي که مثل برق و باد مي گذرند
نه اين ثانيه ها
نه آدمهايي که از کنارم با تبسمي عبور مي کنند
و نه خاطرات گذشته
قصد دارم همه چيز را خاک کنم تا به ابد
آنوقت هست که آزاد خواهم شد...
خاک مي کنم و مي گذرم
با آهي سرد مي گذرم
با تبسمي تلخ مي گذرم
با اشکي يخ زده مي گذرم
فکر سرد خاطرات خاکستري درد را به تمام تنم مي اندازد...
رعشه اي سخت...
چقدر سخت است دل کندن از خاطرات گذشته و دل نبستن به روزها و آدمهايي که مي داني
يک روز
به آن خاطرات خاکستري اضافه مي شوند...
رسيدم ته خط...
شروع خط بعدي کجاست؟؟؟
نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت
1:14 توسط شقایق| |
| Design By : Night Skin |

