دختران خوابگاه
9/9/99
به تو به قانون مضحک زندگیت! که خودت را و من را روزها با آن به سخره گرفتی! دوست داشتن را میدانستی در فاصله ها اما! اکنون که فاصله ی ما هزاران سال نوریست! تا ابد دوستم خواهی داشت لابد!
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی ، سر رسد از پس کوه...
...در دل من چیزی است ، مثل یک بیشه ی نور ، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است ، که مرا می خواند.
| Design By : Night Skin |

