دختران خوابگاه
9/9/99
ما رفيق خوشي و ناخوشي هم بوديم ناخوشي سهم من افتاد تو تنها خوش باش و حالا فراموش کردی... صدای فریادهای قلبم را که همیشه با حضورت همراه بود ... صدای نالههای وجودم را و ضجّههای درونم را که همیشه بدرقه رفتنت بود به چه میخندی؟؟؟! ... به اشکهای خوشحالیم میخندی یا به خندههای غمناکم؟! من نمیدانم چه حالت دارم...!! ... من با کدام صدا تو را فریاد کردم که چُنین ﻣﻴﮕﺮیزی؟! از آتش به آب... از آسمان به زمین... ... بمان خوب من، بمان... من میروم شايد اگه منم جاي اون بودم اين طوري رفتار مي كردم...حس ميكنم حالا هنوز چيزي نشده خودشو يه طبقه بالاتر از من مي بينه شايدم حق داره اما امروز بد جور بهم برخورد...ميخوام ديگه كاري به كارش نداشته باشم بر خلاف اون وقتي كه من داشتم واسه خودم كسي مي شدم...... اگه تو وبلاگ مي نويسم فقط به خاطر اينه كه يادم بمونه....امروز يه دوربين مخفي ديدم بريدم از خنده...خودمونيم گاهي اوقات تنها خنديدنم حالي مي دها........خيلي جالبه كه بعضي ها سراغي از ما نگيرن...خب حق دارن شايد مثل مورد امروزي ما رو يه جور مزاحم مي بينن......بگذريم ما كه كينه اي نيستيم و اين فقط رفتار آدماست كه شخصيتشونو نشون مي ده....خيلي وقته مي خوام با يه رفيق برم سفر اما امروز وقتي به مامان گفتم با تعجب نگام كرد به نظر شما يعني جاي اميدي هست مخشو بزنم. هيچ كس نبود تا آرامش از دست رفتنه ام را به من بازگرداند،،،هيچ كس نبود تا به او قدري از دردهايم را بفهمانم،،،تو دنيايي كه تنها چيزي كه برحق است تنهاييست زنده ماندن حرام است..... تو رو نشونه گذاشتم واسه اينكه هر وقت ديدمت داغ دلم تازه بشه،واسه اينكه بفهمم كه غرورمو كه اين روزا به حراج گذاشتم براي آدمايي مثل تو به باد ندم،يه نشونه گذاشتم رو دستم واسه اينكه هر وقت ديدمت يادم بياد كه آدماي نامرد تو اين دنياي لعنتي خيلي زياده تو دنيايي كه آدما به خاطر خودشون پا روي احساسو همه چيزه آدم مي ذارند زنده ماندن حرام است…
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


