دختران خوابگاه
9/9/99
نيمه شب بود و تو در خاطر من چون هرشب خواستم یه چیز شاد باشه که وقتی می ایم تو وبلاگ دلمون تنگ نشه البته دل من که تنگ نمی شه ساحل امیدوارم خوشت بیاد پرسيدم: خسته اي؟؟ به اكراه گفت: از زندگي!! چه داشتم بگويم ... جز سكوتي همه تلخ!! زمستون، تن عريونه باغچه چون بيابون درختابا پاهاي برهنه زير بارون نمي دوني تو عاشق نبودي چه سخته مرگ گل براي گلدون گل وگلدون چه شبها نشستند بي بهانه واسه هم قصه گفتند عاشقانه چه تلخه،چه تلخه بايد تنها بمونه برگ گلدون مثل من كه بي تو نشستم زير بارونه زمستون زمستون براي تو قشنگه پشت شيشه بهاره زمستونا براي تو هميشه تو مثل من زمستوني نداري كه باشه لحظه اي چشم انتظاري گلدون خالي نديدي، نشسته زير بارون گلاي كاغذي داري رو ايوون تو عاشق نبودي ببيني تلخه روزاي جدايي چه سخته،چه سخته بشينم بي تو با چشماي گريون زرا (چطوری می گفتم زهرا همون طوری تلفظ کن شیخ نسرین چطوری تو؟؟؟ ساحل حاجوجلیه خودمون خب الان می خوام یکی از سرقت هامو براتون پایین بنویسم تو وبلاگ های زیادی رفتم تا اینو گیر اوردما گر ماه بودم،به هر جا که بودم، سراغ تو را از خدا می گرفتم. و گر سنگ بودم،به هر جا که بودی، سر رهگذار تو جا می گرفتم. اگر ماه بودی-به صد ناز-شاید شبی بر لب بام من مینشستی و گر سنگ بودی،به هر کجا که بودم مرا می شکستی،مرا می شکستی! یا حق مواظب خودتون باشیدا گفته باشم و گرنه خودتون می دونید غنچه دهان من،بيا تنگ دليِ من ببين بي تو هنوز زنده ام سنگ دلي من ببين زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست عشق از دوست داشتن پرسيد فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يك سلام شروع ميشوم و تو با يك نگاه. من با يك دروغ از بين ميروم و تو با مرگ هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه ديگر كسی نيست آوای كسی نيست كه به او بگويی درد دلت را بگويی راز پرپر شدنت را ديگر كسی نيست كه با سر انگشتان نوازشگرش اشك تو را پاك كند كه با روشنايی چشمانش ، تنهايی ات را خاك كند ! بميرم برايت ... براي اشكهای روان گونه هايت غنچه های پرپر شده ات بمیرم برای لبخند پر از دردت و زمزمه هايت كه مي گویی خدايا در اين زندان غم چه بود كه مرا انداختی ؟ از وبلاگ دوست خوبمون samiira.blogfa.com حیف که دوستمونه و گر نه منبع رو نمی زدم بلاخره روزي رسيد كه ما خونمونو تحويل صاحبخانه داديم و هر كس رفت دنبال زندگيش...واقعا نمي دونم چي بنويسم از حال خودم بگم كه اگه نگم بهتره چون دلتون كلي مي گيره...اما فقط مي گم كه خيلي چيزا از عشق شنيده بودم اما تجربه نكرده بودم ولي حالا ميگم يا عاشق نشيد و يا بدونيد عاشق كي ميشيد كه اگه روزي جدايي يقتونو گرفت و گفت:بايد ازش جدا شيد حالتون بد نشه... یه سلام بخصوص وخسته نباشی به دوست عزیزم ..... (شقایق) دستت درد نکنه .دقیقه به دقیقه هم که شده آپ کن . امشب که دلم با آسماني گرفته و چشمانم با ابر هاي بهاري رقابت مي کنند . تو با خودم هی می گم بزار اقلا ۲۴ ساعت بگذره بعد بیا آپ کن ولی مگه می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای همینم برای این که یه چیزی گفته باشم رفتم تو وبلاگ های دیگه و سرقت ادبی کردم ولی تو وبلاگهای مختلف رفتم یه شعرای زشتی می نویسن که خدا بدونه حالا جالب اینجاس که با این همه شعرا و مطا لب ضایع ۵۰ ۷۰ تا نظر دارن فک کنم خودشون واسه خودشون نظر می زارن پس نتیجه می گیریم که الان بهتره من هیچ شعری رو اینجا کپی پیست نکنم عجب بهونه ی خوبیییییییییییییی مواظب خودتون باشید چه شبي است يا رب امشب كه ز پس سحر ندارد من وباز آن دعاها كه يكي اثر ندارد غلط است اينكه گويند به دل ره است دل را دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد بگذار بمیرم پیش از ان که نگاه هایمان با هم غریبه شوند پیش از این که دستهایمان از گرمای عشق بگریزند پیش از این که دل هایمان ا ز تپیدن بماند پیش از این که چشم هایمان مانده ی جاده های انتظار شوند پیش از این که در بی تو بودن لحظه هایم نیست شوم بگذار پیش از این ها بمیرم چطوریننننننننننننننننننننننن؟؟؟کی اومدین؟؟؟ من فک کنم دوشنبه سه شنبه بیام تا شما رو هیجان زده کنم ساحل عزیزم منم دلم برات تنگ شده(به یاد شعری که ساحل سرود صحرای کربلا صحرای کربلا امروز شاهد یک جنایت بود نسرین خانوم خانوم خانوما شما چطوری؟؟؟ الانم یه شعر باحال بخونین البته معنیش چون قشنگ بود گذاشتما یه وقت فکر نکنین که افسرده شدم از این شعرا می زارم چه مهمانان بی دردسری هستند نه به دستی ظرفی را چرک می کنند ؛ یا علی سلام خدمت بروبچ خودمون...حالتون كه خوبه...تروخدا ببين كارمون به كجا رسيده كه بايد تو وبلاگ حالتونو بپرسم خب جاي تعجبي هم نيست...درسته فردا جمعه ست ولي ديگه قرار نيست حول و حوش ساعت 5 تا 7 همو ببينيم...شقايقم تازه امروز نوشته هاتو خوندم و چقدر دلم برات پر كشيد...نسرين جونم ياد اون متكا بازيامون همش تو فكرمه...من با روياهاي شيطنت هامون دارم روزارو ميگذرونم و شايدم هنوز تموم شد نمونو باور نكردم!!!؟؟؟؟؟ تقديم به شما دوستان گلم: اگر چشم هاي گريانم نشاني از تنهايي نيست گر حال پريشانم نشاني از تنهايي نيست اگر بي صدا بودنم نشاني از تنهايي نيست اگر بي قرار بودنم نشاني از تنهايي نيست اگر ساکت بودنم نشاني از تنهايي نيست پس بدان اگر تمام اين لحظه ها نشاني از تنهايي ندارند چطورین رفقا؟؟؟؟؟ زهرا مگه دسم بت نرسه بگوئید بر گورم بنویسند : نه زندگی را برای زنده بودن .
مي گويند خدا با ماست گويي همين ديروز بود...بهمن 84 دل مي دم به دست غربت جايي که باشه محبت ميشه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی اما نميتونی جلوی اشکی رو بگيری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری ميشه دوستدار تک تک شما شقايق دلم براتون خیلی تنگ شده فکر کنم تا الان آش رشته رو خورده باشین
ره خواب بر چشم ترم مي بستي
در خيال من و انديشه من بودي تو
نه همين شب همه شبها هستي
خاطرت آرام به انديشه من مي آيد
همره خاطر تو بغض و غرن * مي آيد
همه شب حال من اين است
نه اين شب تنها
همه بي تابي و شب بيداري
گونه تر کردنها
تو کدامين شب از اين حال دلم با خبري ؟
تو چه داني که چه سان ميگذرد ؟
لحظه ها ، ثانيه ها ، بي تو سرکردن ها
کاش ميدانستي .....
کاش ميدانستي شوق ديدار تو در سر دارم
کاش ميدانستم .....
کاش ميدانستم که اگر باز بگويم با تو
از تو چه پاسخ دارم
کاش ميدانستي ....
کاش ميدانستي که به اندازه اين فاصله ها
من از اين فاصله ها بيزارم
کاش ميدانستم ....
کاش ميدانستم که چه در سر داري
چيست برهان دمي لطف و دمي آزارم
کاش ميدانستي کاش ميدانستم
چه بگويم با تو ؟
چه بگويم از تو ؟
به که گويم جز تو ؟
چه بگويم با تو ؟
تو که هر قصه من ميداني
چه بگويم با تو ؟
تو که احوال پريشان مرا ميداني
چه بگويم از تو ؟
نشود گفت همه جور تو در يک دفتر
چه بگويم از تو ؟
که چه کرد شمع به پروانه ؟!!
نه ....... از آن هم بدتر
به که گويم جز تو ؟
همه لب تر کرده ز پيمانه شب
مست خوابند همه
اين همه مست کجا هوش شنيدن دارد
به که گويم جز تو ؟
من در اين خلوت تاريک در اين بند اطاق
اين همه ديوار کجا گوش شنيدن دارد
نشد اين تا ز سر لطف شبي
سوي من آيي و
بر من نظر تازه کني
نشد آن تا ز سر بخت شبي
همچو گم کرده رهي
از سر کويم گذري
چو نه اي لطف تو داري ، نه من آن اقبال
شوق ديدار تو را ............
چه اميد عبثي ، آرزوئي چه محال
نه در دلم انگار جای هیچکس نیست
آنقدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست
حتی نفسهای مرا از من گرفتند
من مرده ام در من هوای هیچکس نیست
دنیای مرموزی ست ما باید بدانیم
که هیچکس اینجا برای هیچکس نیست
باید خدا هم با خودش روراست باشد
وقتی که می داند خدای هیچکس نیست
من میروم هر چند می دانم که دیگر
پشت سرم حتی دعای هیچکس نیست
![]()
![]()
zara) از نوع sangolchi![]()
![]()
منم که می شناسین دیگه شقایق ملقب به
هااااا
الکی که نیست به من میگن شقایق نه برگ چغندر قند(قندش دیگه اضافی بود
)مردم تا این شعرو پیدا کردم![]()
![]()
![]()
تا کجاها رفتي با پاي پياده
رفتي و به هر چي خواستي نرسيدي
متاسفم برات اي دل ساده
دل به هر کي دادي از سادگي دادي
زندگيتو پاي دلدادگي دادي
هر جا که ديدي چراغي پر فروغ
تا بهش رسيدي فهميدي دروغِ
عاشقو خسته و غمگين و پريشون
دل بي کس دلک بي سر و سامون
دل زخمي دل تنها و تکيده
دل گريون منو هي دل گريون
کوله بار آرزوهاتو کي دزديد
دل ديونه به گريه هات کي خنديد
عاشقو خسته و غمگين و پريشون
دل بي کس دلک بي سر و سامون
ترو با هول ولا تنها گذاشتن اونا که لياقت عشقو نداشتن
تک و تنهايي و با پاي پياده
متاسفم برات اي دل ساده![]()
![]()
![]()
را پيش روي خود مي بينم و به دنبال صاعقه ياحتي جرقه اي مي گردم تا بغضي را
که در دلم سنگيني مي کند را خالي کرده و سبک شوم.
نمي دانم آيااين شبهاي گرفته با ابر هاي سياه تنهايي به پايان خواهد رسيد و
آياخورشيد ازپشت آن ابرها رخ زيباي خود را خواهد نماياند و آيا تا آن روز اشکهايم
براي چشمانم سويي براي نگرسيتن رخ زيباي تو خواهند گذاشت؟ وآيا دوباره
مي توانم رنگين کمان را در فراز آسمان دل بنگرم؟
وقتي چيزي نمي خواهي
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي به اصوات زندگي گوش نمي دهي
وقتي قدر خودت را نمي داني
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي خود باوري را در خودت مي کشي
وقتي نمي گذاري ديگران به تو کمک کنند
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي برده ي عادات خود مي شوي
وقتي هميشه از يک راه تکراري مي روي...
اگر روزمرگي را تغيير ندهي
اگر رنگ هاي گونه گون بر تن نکني
يا اگر با ناشناس ها صحبت نکني
آرامي روي به مردن مي نهي
وقتي از شور و گرما
از احساسات سرکش
و از آنچه چشمانت را به درخشش واميدارن
و ضربان قلبت را تندتر مي کند
پرهيز مي کني...
آرام روي به مردن مي نهي
اگر از شغلت يا عشقت خرسند نيستي
آن را عوض نکني
اگر براي يافتن مطمئن در نامطمئن خطر نکني
اگر وراي روياها نروي
اگر به خودت اجازه ندهي
که حداقل يکبار در تمام زندگيت از مصلحت انديشي گذر کني...
امروز زندگي را آغاز کن
امروز مخاطره کن
امروز کاري بکن
نگذار که آرام بميري
شادي را فراموش نکن
![]()
![]()
شقایق

![]()
)و منم باش می خوندم ساحل شب آخر یادته هی بش فک می کنم هی یه لبخند می زنم مثه دیوونه ها
ولی باید یه جوری حال این زهرا رو بگیرم![]()
یادش بخیر ساحل نسرینو یادته![]()
![]()
![]()
نسرین این تیکه رو می خونی جیغ نزنیا![]()
مردگان !
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانع اند
و
اندکی
سکوت ...![]()
![]()
اميدوارم که حال همتون خووووب باشه.
خدا فقط ميدونه که دلم چقدر واسه همتون تنگ شده.انگار اين چند روزه واسه من يک سال گذشته.
دلم واسه حرفامون .خونه ي تميزمون .خنده هامون . شيطوني کردنامون . کم آوردن بعضي يامون . تلافي کردنامون و در کل و خلاصه کارهاي قشنگ خودم خيلي خيلي تنگ شده.
ديديد باز هم کم آورديد نه هاهاهاها.........
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر قلب شکسته ام نشاني از تنهايي نيست
ا
اگر بي کس بودنم نشاني از تنهايي نيست
اگر فراري بودنم نشاني از تنهايي نيست
اگر عاشق بودنم نشاني از تنهايي نيست
اگر پر درد بودنم نشاني از تنهايي نيست
به خاطر اينه که شما ها را در کنارم حس ميکنم
)دستي كه بعد اين همه تنهايي و بي پناهي يه جور دلگرمي بود، گرمي اون دست توي اين هواي سرد،روي شونه هاي خسته ي من،خيلي آرومم كرد؛دلم يه لحظه ريخت....برگشتم....نگاهش كردم...خدا بود...با اون لبخند هميشگي....كارش رو بلد بود، آروم آرومم كرد...اشكهام و پاك كرد و بهم گفت: هميشه پيشت مي مونم
زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
زندگي, چون روح آسماني ماست که رهايي اش ملکوت خداست و اسارتش ظلمتي مبهم و کوتاست.
(حال مي کنين با من رفيقينا)
اي دل نکند خدا تو باشي؟
![]()
بي خيال هر چي تنهاس ميدونم خدايي اونجاس
منه تنها تو شب تار مي زنم آروم رو گيتار
مي خوام از خدا بخونم قدر تنهايي رو بدونم
ديگه ناي موندنم نيست نفساي خوندنم نيست
دوست دارم امشب بميرم تا که باز آروم بگيرم
همه باز ترانه سازن نمي خوان با من بسازن
منو آشفته و حسرت دوست دارم برم تو غربت
کجا برم؟ کجا برم؟
جايي که آدم نباشه تنهايي خدا باهاشه اين تموم آرزومه که خدا پيشم بمونه
ديگه ناي موندنم نيست نفساي خوندنم نيست
دوست دارم امشب بميرم تا که باز آروم بگيرم
تا که باز آروم بگيرم
آروم بگيرم
...
..
.
.
.
![]()
![]()
چه دو سالي...![]()
توي اين دو سال با کساني آشنا شدم که واقعا قسمتي از زندگيمو پر کردن يا شون خاطراتشون...
از دوستاني که خيلي چيزا ياد گرفتم ساحل زهرا نسرين اشرف نمي دونم آيا اگر زماني دلم براتون تنگ بشه بتون زنگ مي زنم يا نه؟؟؟
وقتي فکرشو مي کنم ديشب آخرين شبي بود که با هم بوديم و در کنار هم مي خوابيديم تعجب مي کنم يعني واقعا دو سال تموم...
دو نفر روي صندلي اون ور نشستن و به هم مي گن يعني مي شه 6 ماه ديگه از اين جا بريم ...چقدر دوس دارم بهشون بگم که اينقدر سريع مي گذره اين ترم آخر که خودتونم نمي فهميد
شما دوستاي خوبي براي من بوديد بوديد چه فعلي!چقدر غمناک
ولي اميدوارم که ياد و خاطراتمون هميشه با هم باشه و همديگرو از ياد نبريم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




