دختران خوابگاه
9/9/99
میدونم چند روز نبودم همه دوستان از جمله ساحل و زهرا دپرس بودن ولی با وجود ایمیل های ارسالی تماشاچیان که بابا شقایق کجایی( نظم عمومي وجودت رابر هم زدم بند چشمانت را هزار بار از اشك تر كردم زندانيان ديگرت را فراري دادم عاشق آشوب گرتو اينجاست مرا به انفرادي قلبت ببنداز مثل آن تك درخت در دل كوير باش كه با يك قطره زلال شكر مي گويد نه دل سيري جنگل سبز كه زير باران بي امان به بيهودگي مي ماند. سلام.ترم جديد شروع شده و دوباره درس،رفت وآمد وكلي چيزهاي تلخ و شيرين ديگه.از روز شنبه كه رفتم دانشگاه تصميم داشتم كه هفته ها رو بنويسم چون احساس مي كنم تنها جايي كه ميشه از خاطرات وچيزاي ديگه حرف زد.الان دقيقا 4 ساعته كه اومدم خونه و شروع كردم به نوشتن .هفته اول تموم شد.درسا خوبند به جز من كه يه تعدادي واحد از بچه ها كمتر دارم و مجبورم كه تنهايي رو تحمل كنم و منتظر بچه ها باشم خيلي ها ميگند كه بابا تو كه راهت دور نيست برو و بيا ولي من نمي تونم از دوستام دل بكنم نمي دونم كارم درسته يا نه ولي خب جورشم ميكشم...شنبه شب اولين شبي بود كه به طور مستقل تو خونه بوديم وشب خوبي بود تا تونستيم گفتيم و خنديديم.ساعت 5/1بود كه چشمامون رضايت داد و ديگه خوابيديم .يكشنبه هم خوب بود گرچه من بعد از ظهرش كلاس نداشتم ولي بچه ها زود آمدند و زديم بيرون ولي شبش نميدونم چم شده بود يهو به همه چي گير دادم البته بعد كمي اوضاع بهتر شد ولي اونطور كه دلم ميخواست نشد نمي دونم چرا هر چي به دلم ميگم بابا بي تفاوت باش يه بار شده موضوعي پيش بياد و تو توي وبلاگ چيزي ننويسي البته اينطوري هم شده بودم مي خواستم نسبت به همه چي بي تفاوت باشم ولي ساعت 4 كليد طلايي رو كه از كانال 2 ديدم يه حس عجيبي بهم دست داد و فهميدم كه بابا ما كجا و دنيا كجا و فهميدم كه دنيا چقدر بي ارزشه.من تا حالا نديده بودم ولي فردا ساعت 9 تكرار داره اونوقت بود كه به موبايل دوستم زنگ زدم نميدونم سلام منو به اوني كه بايد ميرسوند رسوند يا نه فقط خيلي حرفا دارم كه بهش بزنم و خيلي قولا كه ازش بگيرم.البته اگه مايل باشه و نخواد كه يه بار ديگه بدون خداحافظي قلبمو تنها بذاره...
)و خلاصه دوستان خیلی گله کرده بودن حالا بچه انتظار دیگه به پایان رسید و دعا دعا کردنتون نتیجه داد----->حالا من یه چی گفتم کسی جدی نگیره هااااا خب دیگه فقط اینو می گم که ایشالله همیشه موفق و سلامت باشید خیلی دوس دارم بازم بنویسم ولی نمی دونم چی بنویسم.خب دیگه بسه دیگه رفقا تا بعد بای
| Design By : Night Skin |

