دختران خوابگاه
9/9/99
سلام ماريا و سالومه عزيزم واي چقدر مودبانه شد برعكس خوابگاه چطوريد نوچه هاي من واي؟ سالومه چرا قيافتو اينطوري كردي ماري از اون عكس بازم برام بذار به من گفت:اگر روزي جدا گردي و با غير آشنا گردي چون غنچه نشكفته اي من از آن دوري طاقت سوز مي ميرم و من با خود در انديشه اگر روزي جدا گردد وبا غير آشنا گردد چو مرغ شب زداغ درد هجرانش يا سحر يك شب نمي پايم ولي روي رسيد وما از هم جدا گشتيم من ديدم نه او از دوري من دق كرد ونه من از غصه دق كردم سلام به سالومه و مارياي عزيزم شب جمعتون بخير ببينيد من چقدر فعالم نامزد عزيزم(سالومه)به يادتم سلام بچه ها میدونم خیلی دلتون برای من تنگ شده مخصوصا ماری که با این همه احساساتش منا کشته ولی چاره ای نیست باید تاشنبه صبر کنید کاش می گفتی چیست انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست تقدیم به دریا و ماری
اووووها![]()
![]()
آقا ناراحت شدی؟دریا خب بچه ها منتظرتونم فعلا بای![]()
| Design By : Night Skin |

